اگر ریش و قیچی را میدادند دست شما و میگفتند برای ادامهی جهان تصمیم بگیر، تصمیمتان چه بود؟ آیا فردی را به جهان اضافه میکردید؟ سیاهی و تباهی این روزها را میدیدید و تمام بندها را میبریدید یا به روزهای خوش آینده امیدوار میماندید؟ "کورمار" رمان لاغر دغدغهمندی ست که در آن مسئلهی فرزندآوری مورد پرسش قرار میگیرد. مسئلهای که در زمانهای مختلف موانع خودش را داشته و حالا و با توجه به وضع موجود، کفهی مخالفانش سنگینتر است.
«کورما»ر گونهای نادر از مار است که به دلایلی نامعلوم تعداد زیادی از تخمهایش را قبل از تولد میبلعد و این عنوانی شده است برای کتاب سید علیرضا میرمالک که توسط نشر شهرستان ادب چاپ و در اختیار علاقهمندان به رمان قرار گرفته است. جالب است بدانید هر ساله تعداد زیادی جنین قبل از متولدشدن از بین میروند و به دلایل مختلفی فرصت زیست و تجربه زندگی در این جهان را از دست میدهند. علیرضا میرمالک این موضوع را سوژه رمان خود قرار داده است و اتفاقاتی که در طول داستان برای شخصیت و جنین ناخواسته میافتد جالب است. اینکه آیا هر جنینی چون جنین قصه ما این شانس را بر اساس یک اتفاق ساده پیدا میکند چشم به جهان بگشاید یا قبل از کاملشدن و به دنیا آمدن از بین میرود بسی قابل تأمل است.
در این رمان، فرح و آرمان زوج جوانی هستند که قرار نیست بچهدار شوند. سرهنگ کسی است که راه ورود هر مهیمان ناخوانده را به جهان میبندد و ابراهیم فروزان، پیرمردی ست که قرار بود مارتین دینِ سینمای ایران باشد. این که زندگی این چند نفر چطور به هم ربط پیدا میکند و هرکدام قرار است چه تاثیری بر زندگی دیگری داشته باشند، خودش از عجایب روزگار است. این که هرکدام چه رازِ مگویی را با خود حمل میکنند و چقدر با تصمیمهایشان دستبهگریبان بودهاند، هم از دیگر عجایب زندگی آدمی ست؛ حالا چه زمستان 97 باشد، چه پاییز 48.
اگر به آن دسته از آثاری علاقه دارید که نویسنده بیواسطه با شما حرف میزند، "کورمار" انتخاب خوبی است. رمان پست مدرنی که در آن هرکس برای کارهایش دلایل خودش را دارد. یا به قول ابراهیم:" فاضلاب خودش را دارد."
ارسال نظر